هنوز لذت همراه با افسردگی بعد از دیدن «اتاقک غواصی و پروانه» دست از سرم بر نداشته که سر و کله یک فلیم عجیب و غریب دیگر پیدا میشود: REC
REC (یا همان RECORD) یک فیلم ترسناکِ 85دقیقهایِ مثلا عامهپسند است که قرار است تماشاچیاش را به وحشت بیندازد، منتها بر خلاف فیلمهای ترسناکِ هم ژانر، حادثه را در دل یکی از آپارتمانهای وسط شهر و بین چند تا آدم معمولی میگذراند و به جای تمام آن نورپردازیهای پر از کنتراست و پرداختشدة موضعی، با یک دوربین دیجیتال و چند تا پلان یک تیک بلند سر و ته قضیه را هم میآورد.
یک بار توی یک یادداشت در مورد فونتریه، درباره این قضیه نوشتم که فونتریه به فیلمبرداری هندیکمی هویت داده و آن را به بهترین شکل ممکن وارد سینمای حرفهای کرده، به نظرم فیلم REC از این لحاظ از فونتریه جلو میزند و با اشراف کامل به تمام تصوری که مردم از نماهای هندیکمی دارند، ترسی میآفریند که شاید تا مدتها از ذهن مخاطبش بیرون نرود. این همان زیباییشناسی فرمت دیجیتال و دوربینهای هندیکمی است که وقتی میبینی تو ایران هنوز کسی (منظورم آدمهای سینمای حرفهای و نیمهحرفهای هستند) آن را نمیفهمد و وقتی خودت را با آنها و فیلمی که داری میبینی مقایسه میکنی، نتیجهای غیر از افسردگی برایت ندارد. این حس چیزی شبیه همان احساسی است که بعد از دیدن فیلم اشنابل بهت دست میدهد.
خوب است که هر چند وقت یک بار چیزی ظاهر بشود و به ما یادآوری کند که «کماکان در توهم زندگی میکنیم»
صحنههای آخر فیلم هم همگیشان با nightshot گرفته شدهاند

