منبع مطلب زیر، صفحه سینمای روزنامه اعتماد، روز یکشنبه 17آبان 88 است: http://www.etemaad.ir/Released/88-08-17/184.htm
رو اسم من خط بکش
حکايت محافظهکار شدن جشنواره فيلم کوتاه تهران
امسال با يک افت چشمگير، 1538 فيلم به دبيرخانه جشنواره فيلم کوتاه تهران رسيده که 752 تايش داستاني، 435 مستند، 199 فيلم تجربي و 152 تايش انيميشن بوده. در بخش بينالملل هم 2491 فيلم رسيده که به نوبة خود نشاندهنده اهميت جشنواره فيلم کوتاه تهران در بين فيلمسازان خارجي است. حواشي جشنواره از روزي شروع ميشود که اعضاي هيئت انتخاب معلوم ميشوند و شروع به ديدن فيلمها ميکنند، حاشيههايي که هر سال بيشتر و پيچيدهتر از سالهاي پيش ميشود. ناصر غلامرضايي، محمد درمنش، سعيد مستغاثي، کاوه بهراميمقدم و انسيه شاهحسيني اعضاي هيئت انتخاب بخش داستاني، مهرداد زاهديان، محمود زندهنام و ماني ميرصادقي اعضاي بخش مستند و شهرام مکري، ناصر گلمحمدي و حميد جمدر هيئت انتخاب بخش تجربي و انيميشن بودند. فيلمهاي منتخب قرار است از بيستم تا بيست و پنجم آبان در سينما فلسطين پخش شود.
حواشي جشنواره
معمولا روز سوم يا چهارم جشنواره، يک جلسة پرسش و پاسخ با هيئت انتخاب جشنواره برگزار ميشود که عملا شبيه ميدان جنگ است. يک طرف اين ميدان اعضاي هيئت انتخاب هستند و طرف ديگر هم فيلمسازان. اگر حواشي اين جشنواره 100 تا باشد، 90 تايش به همين جلسه و مرحله انتخاب فيلمها برميگردد. دعواي اصلي هميشة خدا اين بوده که چرا فلان فيلم آمده و بهمان فيلم نيامده، خب طبيعي هم است، از بين قريب به 2000 فيلمي که هر سال به دبيرخانه جشنواره ميرسد که نميشود همهاش را توي مسابقه شرکت داد. اما مشکل جديدي که در چند سال اخير به وجود آمده دخالتهاي عجيب و غريب دبير جشنواره در تصميمات هيئت انتخاب و محافظهکاريهاي زياد از حد (و بعضا من در آوردي) در مرحله انتخاب فيلمهاست. همهمان ميدانيم که فيلم کوتاه يعني «جسارت»، يعني «ايدههاي نو»، يعني «کارهاي غير تکراري و جديد»، چون نه آن سرمايههاي هنگفت سينماي حرفهاي برايش خرج ميشود که تهيهکنندهاش به فکر بازگشت سرمايه باشد (يک فيلم کوتاه معمولا با دو-سه ميليون تومان جمع ميشود) و نه قرار است در سطح وسيع اکران شود که کارگردانش به فکر مخاطب عام و کليشههاي رايج باشد. اما ظاهرا اين بديهيئت دچار تغييراتي شده، گواهِ اين ادعا هم جشنوارههاي سالهاي اخير و فيلمهاي کليشهاي است که در آن اکران ميشود. ميتوانيد در يک نظرسنجي ميداني به اين نتيجه برسيد که اکثر مخاطبان پيگير فيلم کوتاه معتقدند «جشنواره فيلم کوتاه تهران در سالهاي اخير محافظهکار شده»، صفاتي که اصولا با ذاتِ فيلم کوتاه و مستند در هيچجاي دنيا جور در نميآيد. جشنواره فيلم کوتاه به خاطر محافظهکاريهايش حتي از خودش هم عقب مانده، مثلا اگر همين امسال فيلمي مشابه «گناه مريم» (ساخته پريسا شاهنده) که چند سال پيش در همين جشنواره به نمايش در آمده، به دبيرخانه ميرسيد، به احتمال زياد براي بخش مسابقه انتخاب نميشد. چون «گناه مريم» يک مستند اجتماعي بسيار تلخ و گزنده است که به قتلهاي ناموسي و قبيلهاي منطقه خوزستان ميپردازد، به ضعفهاي قانون مجازات کيفري در مورد اين قتلها و بيگناهي آدمهايي که سر هيچ و پوچ به راحتي کشته ميشوند. هيچ آدم عاقلي نميتواند درباره کشتهشدنِ يک دخترِ بيگناه فيلمي کمدي بسازد، واضح است که تلخيِ ناگزيرِ اين فيلم هم از تلخي سوژهاش ميآيد. چند سال پيش اين مساله جزو بديهيئت بود ولي ظاهرا سياستهاي فعلي جشنواره چنين موضوعي را بر نميتابد، نتيجهاش هم اين شده که ديگر خبري از مستندهاي اجتماعي گزنده در جشنواره نيست، مستندي که بخواهد دل مخاطبش را به درد آورد. نگاهي به تاريخ جشنواره نشان ميدهد که جسارت جشنوارة تهران، حتي در اوايل دهة هفتاد (حدود 15-16 سال پيش) هم با وجود شرايطِ سختي که آن زمان بر کل جامعه حاکم بود، بيشتر از الآن بود.
هيئت انتخاب جشنواره در اين چند سال نشان داده که حتي جرات انتخاب بعضي از توليدات جسورانه خودِ انجمن سينماي جوان را هم ندارد، فيلمهايي که يا ساختارهاي تجربيتر داشتهاند و يا مثل «گناه مريم» سراغ موضوعهاي حساس رفتهاند، در صورتي که متوليان فيلم کوتاه (مثل انجمن و مرکز گسترش) فيلمسازان را همواره به ساخت کارهاي جسورانه ترغيب ميکنند و عملا با دست پيش ميکشند و با پا پس ميزنند. نمود عيني اين تناقضات همان جلسة پرسش و پاسخ با هيئت انتخاب و دعواهاي تکرارييي است که معمولا راهي به جايي نميبَرد. به کرات پيش آمده که فيلمي در اين جشنواره پذيرفته نشده باشد ولي توي دهها جشنواره معتبر جهاني و داخلي ديگر نمايش داده شده و بعضا جايزه هم گرفته باشد. نمونه بارزش فيلمِ «همسفر خاموش» (ساخته الهام حسينزاده) است که در بيش از 40 جشنواره جهاني (مثل جشنواره ونيز) و چندين جشنواره داخلي (مثل فجر) نمايش داده شده و جوايز متعددي هم از آن خودش کرده ولي به راحتي در مرحله انتخابِ فيلم جشنواره تهران رد شده و وارد مسابقه نشده. يا سال پيش فيلمِ «لطفا از خط قرمز فاصله بگيريد» (ساختة کاظم ملايي) با اين که توي چهار رشته در جشنِ خانة سينما نامزد شد و در چندين جشنواره خارجي (مثل جشنواره فيلمهاي تجربي استراليا، توس اكرانز، فيلمهاي مستقل يونان) به نمايش در آمده بود، در جشنواره فيلم تهران پذيرفته نشد.
شعبدهبازي آقاي دبير
گل سرسبد دخالتهاي دبير جشنواره در تصميمات هيئت انتخاب، در جشنواره بيست و چهارم (1386) بود که توي خيلي از سايتها و نشريات هم نوشته شد. سال 1386 بعد از اينکه هيئت انتخاب ليست نهايي خودش را به دبيرخانه جشنواره داد، دبير جشنواره شخصا دوازده فيلم را از ليست بيرون کشيد. چند تا از فيلمسازها که از اين حرکت آگاه شده بودند، نسبت به اين تصميم اعتراض کردند ولي پاسخ دبيرخانه جشنواره اين بود که «دبير جشنواره مختار است هر فيلمي که به صلاح جشنواره نباشد را از جشنواره بيرون بکشد»، البته معمولا دبير هر جشنوارهاي اين اختيار را دارد ولي براي يک يا دو فيلم، نه ديگر دوازده فيلم. يکي از آن دوازده فيلم، ساختة تحسين شدة حامد خسروي، يعني «ترانه اندوهگين کوهستان» بود که همان سال جوايز اصلي جشن خانه سينما، جشنواره فجر، جشنواره سينما-حقيقت و جشنواره رويش را از آن خودش کرده بود. خسروي نسبت به يازده فيلمساز ديگر خوششانستر بود، چون نهايتا توانست با وساطت محمد آفريده (رييس مرکز گسترش سينماي مستند و تجربي) فيلمش را وارد بخش مسابقة جشنواره کند، و جالب اينجا بود که «ترانه اندهگين کوهستان» دستِ آخر برنده يکي از جوايز اصلي جشنواره فيلم کوتاهِ تهران هم شد. يعني فيلمي که توسط دبيرِ جشنواره از جشنواره بيرون کشيده شده بود، بعد از ورود، از دستِ داوران همان جشنواره يکي از جايزهها را گرفت! ولي آن يازده فيلمساز ديگر که دستشان به جايي بند نبود عملا غير از حرصخوردن کاري نتوانستند انجام دهند. همين امسال طبق شايعاتي که از هيئت انتخاب بخش فيلمهاي مستند به بيرون درز کرده، دبير جشنواره سه فيلم را خودش شخصا بيرون کشيده که يکي از آنها «خاطره نياوران» ساخته هادي آفريده است. فيلمهاي نوجو و متفاوتي هم که با وجود ساختار حرفهايشان به جشنواره راه پيدا نميکنند هم که جاي خود دارد، مثل سوسک (يک پلان-سکانس 18 دقيقهاي، به کارگرداني کاوه مظاهري و بازي بهناز جعفري) يا ترينتي (يک فيلمِ تجربي و جسورانة به کارگردانيِ آزاد جنتي)
فيلمهاي نمايش دادهشده در سالهاي اخير نشان ميدهد که در اين سالها، جشنواره دنبال فيلمهاي خنثي بوده، فيلمهايي که نمايشش نه قرار است به کسي بر بخورد، نه حرف تندي بزند و نه چيزي را نقد کند. و يا اگر هم جسارتي دارد، آنقدر مِلو و آرام باشد که با نمايشش آب از آب تکان نخورد. توي بخش مستند هم جشنواره عملا به حامي درجه يک توليداتِ واکسينهشدهي تلويزيوني تبديل شده که نقطه اوجِ اين حمايت جشنواره امسال است، البته ناگفته نماند که هميشه استثناهايي هم وجود دارد ولي نه در اين حد که قائده بشوند. جايگاه جشنواره فيلم کوتاه تهران بين فيلمسازان سينماي کوتاه، شبيه جايگاه جشنواره فجر بين سينماگرانِ حرفهاي است، تمام آن نقاط مثبت و منفي جشنواره فجر هم به نحوي در اين جشنواره وجود دارد، اما اگر جشنواره فجر ويترين توليداتِ حرفهاي در يک سال گذشتة خودش باشد، جشنواره فيلم کوتاه تهران در حالِ حاضر به هيچوجه چنين جايگاهي ندارد، چون بين بيش از هزار فيلمي که به دبيرخانه جشنواره ميرسد فيلمهايي را انتخاب ميکنند که همه ميدانند خيلي از خوبهايش در همان مرحلة انتخاب، حذف شدهاند.
فيلمهايي که ديده نميشوند
دو سال پيش، يکي از فيلمسازان فيلم کوتاه در ايام جشنواره يادداشتي در روزنامه اعتماد نوشت که با اعداد و ارقام ثابت ميکرد «غيرممکن است اعضاي هيئت انتخاب جشنواره وقت کنند که همهي فيلمها را ببينند» تا قبل از آن يادداشت اين شايعه وجود داشت که اعضاي هيئت انتخاب فيلمها را روي تصوير جلو ميزنند و اصطلاحا آنها را از روي SEARCH ميبينند و براي همين است که بعضا به تصاوير کارتپستالي فيلم توجه ميکنند تا چيزهاي ديگر. در قسمتي از اين يادداشت آمده بود: «سال 86 حدود دو هزار و 600 فيلم به دبيرخانه جشنواره رسيده: کار هيئت انتخاب جشنواره از 31/6/86 شروع شد و ليست فيلمهاي انتخاب شده در تاريخ 25/7/86 اعلام شد. اگر اين وسط 10 روز را براي نظارت و ارزشيابي فيلمها در وزارت ارشاد کم کنيم، مشخص ميشود که اعضاي هيئت انتخاب همه فيلمها را در عرض 16 روز ديدهاند. اگر ميانگين زمان هر فيلم را 15 دقيقه فرض کنيم و باز اگر اعضاي هيئت انتخاب روزي 10 ساعت از وقتشان را به صورت مفيد به بازبيني فيلمها اختصاص داده باشند، 65 روز لازم بود تا بتوانند همه فيلمها را فقط يک بار ببينند. در صورتي که زمان بازبيني فيلمهاي امسال فقط 16 روز بوده يعني به طور ميانگين روزي 40 ساعت فيلم ديدهاند (يادآوري: هر شبانه روز فقط 24 ساعت است) و باز به طور ميانگين، اعضاي هيئت انتخاب روزانه ميبايست 162 فيلم را بازبيني ميکردند که با توجه به توانايي جسمي و ذهني هر انسان، عددي قابل تامل است» و در ادامه آمده بود که «متاسفانه دفعه اول نيست که اين اتفاق ميافتد: سال 1385، حدود دو هزار فيلم در عرض 27 روز ديده شد، سال 1384 هم هزار و 900 فيلم در عرض 47 روز و سال 1383 هم همه هزار و 800 فيلم رسيده به دبيرخانه جشنواره در عرض 19 روز ديده شد» متاسفانه از سال 86 به بعد روابط عمومي جشنواره به خاطر اين که گزک دستِ کسي ندهد، ديگر تاريخ شروع کار هيئت انتخاب را اعلام نکرد و ماجرا مخفيتر از قبل شد، ولي در نهايت يک اتفاق مثبت افتاد: اعضاي هيئت انتخاب زيادتر شدند تا فيلمها به صورت تفکيکشده ديده شود، يعني تا سال 1386 همه فليمهاي مستند و داستاني و تجربي و انيميشن را فقط يک گروه ميديدند که از ديد مسوولان جشنواره صلاحيت نظر دادن در هر چهار رشته را داشتند!
قوانين من در آوردي
معيارهاي انتخاب فيلم طبيعتا همان اصول سينمايي است که باعث خوبي و بدي فيلمها ميشوند، به علاوة سليقه خاص هر جشنواره که مشخص ميکند چه فيلمي براي نمايش در چه جشنوارهاي مناسبتر است. مثلا جشنواره «اوبرهاوزن» دنبال فيلمهاي تجربيتر است، جشنواره «کلرمون» از سينماي آسيا توقع دارد که مسائل ژورناليستيتر را با ديدي هنرمندانه روايت کند و يا جشنواره ترايبکا دلش ميخواهد به سينماي مستقل پر و بال بدهد و ... اما در مورد جشنواره فيلم کوتاه تهران واقعا نميتوان سليقة خاصي تعيين کرد، چون هر چند سال يک بار سليقه جشنواره به طرز پيشبيني نشدهاي عوض ميشود. مثلا يکسال به «بهار اندکِ» روحالله بهرامي جايزه ميدهد و سال بعد به «روي خطِ» محمد صوفي (رييس دفتر تهران انجمن سينماي جوان) و سال ديگر به مستندِ تجربي «م.جامع از فريومدِ» (حميد اسماعيلي) يا «آندوسي» (شهرام مکري). تنها چيزي که ميتوان گفت اين است که داوران اصولا به فيلمهايي اهميت ميدهند که معمولا بر مبناي همان اصولي که مدرسان انجمن سينماي جوان در کلاسهايشان درس ميدهند، ساخته شده باشند. نمونه بارز چنين فيلمي «بومرنگ» (ساخته داريوش غريبزاده) است که اصطلاحا «يک فيلمِ سينماي جواني» است که خوب هم ساخته شده. اما در سالهاي اخير خيلي از اين اصول سينمايي جاي خودشان را با خطِ قرمزهاي من در آورديِ هيئت انتخاب جشنواره، که بعضا از خطِ قرمزهاي وزارتِ ارشاد هم جلوتر ميزند، عوض کرده. به عبارتي هيئت انتخاب از همان اول دنبال فيلمهاي بيخطر است، در صورتي که خيلي از فيلمهاي خطرناک از ديدِ جشنواره، از ديدِ وزارت ارشاد «معمولي» ارزيابي ميشود. همين امسال چند تا از فيلمهايي که جشنواره به خاطر مشکلات مميزي رد کرده بود توانستند از وزارت ارشاد مجوز نمايش بگيرند، سالهاي پيش هم به کرات اين اتفاق افتاده بود. نتيجة چنين پيشداورييي، به وجود آمدنِ سيستمِ حذفييي است که در اين چند ساله باعث محافظهکار شدن جشنواره و حذف يک سري از استعدادها شده. بارها پيش آمده که نمايش يک فيلم خوب يا حتي متوسط در جشنواره زندگي و آيندة کاري سازندهاش از اين رو به آن رو کرده، و برعکسش هم حذف يک فيلم خوب چنان آسيبِ روحي و بعضا مالييي به سازندهاش زده که طرف براي هميشه فيلمسازي را بوسيده و گذاشته کنار. روند حذفي جشنواره فيلم کوتاه در سالهاي اخير، عملا باعث دلسردي خيلي از فيلمسازاني شده که با هزار اميد و آرزو و صد جور خوش خيالي، فيلمشان به دبيرخانه ميفرستند و انتظار دارند که هيئت انتخاب هم بدون جانبداري در مورد آنها قضاوت کنند، اما وقتي ليست نهايي اعلام ميشود و بعدترش وقتي که فيلمهاي انتخابشده در سالن سينما فلسطين پخش ميشود، غير از ياس و ناراحتي نتيجهاي برايشان ندارد. دستِ آخر هميشه علامت سوالي بزرگ در ذهنها نقش ميبندد: «آيا واقعا ويترينِ يکساله فيلمهاي کوتاه ما اين است؟»