همشهری کاوه
« های اوري بادي | صفحه اصلی | »
وقتي هنر به اتمام مي‌رسه

قبل از تحرير: اگر دلتان براي وضعيت اسف‌بار سينماي ايران مي‌سوزد، به اين مطلب لينک بدهيد (لينک مطلب در روزنامه اعتماد)

اين يک حساب دو دو تا چهارتاييِ معمولي است، حسابي که هر سال با کمي بالا و پايين انجام مي‌شود و شايد بين چند نفري هم دهان به دهان بچرخد و در نهايت هم به جايي نرسد. قضيه همان قصة قديمي هيات انتخاب جشنواره فيلم کوتاه تهران و نحوه عجيب و غريب فيلم ديدن‌شان است که کماکان به عنوان سوالي بزرگ در ذهن فيلم‌سازان وول مي‌خورد: «چگونه مي‌شود حدود 2000 فيلم که زمان هر کدام‌شان به طور ميانگين 15 دقيقه است را در عرض يک ماه (و حتي کمتر) ديد؟» هر سال در ايام جشنواره نشستي ظاهرا دوستانه با هيات انتخاب جشنوارة همان سال برگزار مي‌شود تا شايد يک نفر پيدا شود و به اين سوال جوابي منطقي بدهد، ولي دريغ که جلسات اين چند سالة اخير بدون استثنا به دعوا و فحش و بد و بيراه کشيده شده. همه مي‌دانند که جواب اين سوال چيست، چه کساني که جشنواره را برگزار مي‌کنند، چه مديران انجمن سينماي جوان، چه اعضاي هيات انتخاب و چه فيلم‌سازان بيچاره‌اي که فکر مي‌کنند فيلم‌هاي‌شان در شرايطي عادلانه ديده و انتخاب مي‌شود(!)، ولي اين دانستگي تا حالا که نتوانسته وضعيت را بهتر کند. جواب سوال فقط يک کلمه است: «نمي‌شود»
اين «نمي‌شود» همان دو دو تا چهارتايي است که با اعداد و ارقام به راحتي قابل اثبات‌کردن است. بهتر است اول از هر چيزي به جدول زير که مربوط به نحوه انتخاب فيلم‌ها در جشنواره امسال و سه سال گذشته است، نگاهي بيندازيم. در اين جدول زمان هر فيلم به طور ميانگين 15دقيقه در نظر گرفته شده و تمام محاسبات بر اين مبنا صورت گرفته.


براي بهتر ديدن جدول، اينجا را کليک کنيد

سطر اول که مربوط به جشنواره امسال است، نشان مي‌دهد که اعضاي هيات انتخاب اگر روزي 10 ساعت از وقت‌شان را به صورت مفيد به بازبيني فيلم‌ها اختصاص مي‌دادند، 65 روز لازم بود تا بتوانند همه فيلم‌ها را فقط يک بار ببينند. در صورتي که زمان بازبيني فيلم‌هاي امسال فقط 16 روز بوده، يعني به طور ميانگين روزي 40ساعت فيلم ديده‌اند (يادآوري: هر شبانه‌روز فقط 24 ساعت است) و باز به طور ميانگين، اعضاي هيات انتخاب روزانه مي‌بايست 162 فيلم را بازبيني مي‌کردند که با توجه با توانايي جسمي و ذهني هر انسان، عددي قابل تامل است (يادآوري: در دهه 60 تعداد کل فيلم‌هايي که براي جشنواره فيلم کوتاه تهران فرستاده مي‌شده، حدودا 150 تا بوده که اکثرشان هم 16، 35 و يا 8 ميليمتري بوده. در حالي که همان زمان هم اعضاي هيات انتخاب 5 نفر بوده‌اند و تعداد روزهاي بازبيني فيلم‌ها همين‌قدر بوده)
هيات انتخاب جشنواره هاي معتبر بين‌المللي جاهاي ديگر دنيا (مثل ونيز، اوبرهاوزن، کلرمون فران، هات‌داکز، سن‌سباستين، ريودوژانيرو، ايدفا، کن و...) معمولا در جواب هر فيلم‌سازي که بخواهد بداند «چرا و به چه دليلي فيلمِ من براي بخش مسابقه انتخاب نشده؟» نامه‌اي حدودا يک صفحه‌اي مي‌نويسند و دلايل خودشان را با شرح جزئيات توضيح مي‌دهند (امتحانش مجاني است) و جالب اين‌جاست که هيات انتخاب جشنواره فيلم کوتاه تهرانِ امسال حتي يادشان نمي‌آيد چه فيلمي را انتخاب کرده‌اند که بخواهند براي قبول‌نکردن باقيِ فيلم‌ها، جداگانه دليل بياورند (امتحان درستي يا نادرستي اين ادعا هم مجاني است) جدول فوق نشان مي‌دهد که در ميان 4 جشنواره اخير، متاسفانه فقط جشنواره سال 1384 است که اعداد و ارقام‌اش منطقي و درست به نظر مي‌رسند.
در سال‌هاي ديگر (از جمله امسال)، اعضاي هيات انتخاب به شيوه‌اي که ديگر به شيوه رايج اکثر جشنواره‌هاي داخلي تبديل شده، متوسل شده‌اند: search (يعني ديدن فيلم روي دور تند) و انتخاب فيلم‌هاي آدم‌هاي نام‌آشنا و فيلم‌هايي که در جشنواره‌هاي ديگر درخشيده‌اند. حالا هم که اکثر فيلم‌ها به صورت DVD به دبيرخانه جشنواره فرستاده مي‌شود، مي‌توان گفت که اصلا فيلم‌ها ديده نمي‌شود، البته اگر به سرعت‌هاي 8x و 16x کسي نگويد «فيلم ديدن» آن هم براي انتخاب فيلم‌هاي خوب‌تر که مثل بقيه فيلم‌هاي دنيا، ترکيبي از «صدا» و «تصوير» هستند(!)
ظاهرا جشنوارة «بين‌المللي» فيلم کوتاه تهران و کيفيت فيلم‌هايش آن‌قدر که براي فيلم‌سازان اهميت دارد، براي برگزارکننده‌گانش مهم نيست، وگرنه تا حالا فکري براي بازبيني حجم انبوه فيلم‌هايي که به دبيرخانه جشنواره فرستاده مي‌شود مي‌کردند. نحوه برخورد برگزارکنندگان جشنواره دقيقا مشابه وقتي است که فقط 150 فيلم (بعضا 8 ميلي‌متري) به دبيرخانه جشنواره مي‌آمده و خبري از توليدات انبوه ديجيتالي و فيلم‌هاي DV نبوده. به راحتي قابل پيش‌بيني است که جشنواره امسال هم اعتبارش را فداي بي‌برنامه‌گي و سهل‌انگاري برگزارکننده‌گانش خواهد کرد. يک اميد واهي مي‌گويد: «شايد از سال بعد وضعيت کمي بهتر شود»

توسط همشهری کاوه در 18 آبان 1386 0:00 قֽظֽ |
لینک به این مطلب

آدرس لینک به این مطلب:
http://www.citizenkaveh.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/3

نظرات

The best thing I can do for this wonderful source is to say that I’m a biggest fan of this website

This is 100% real. I’m so glad that internet has people, who write so wonderful, and who don’t lie online.

Hi! I'm John Strass and i like your site!
Thank you!

Hi! I'm John Strass and i like your site!
Thank you!

ای وای ببخشید نمی دونم چرا چار تا شد شرمنده... گفتم که اینترنت چیز نحسیه!!!

داشتم راجع ریچارد براتیگان سرچ می کردم که رسیدم به اون دعوای همشهری جوان با حسین جاوید و اون کامنتت:"حالا معروف شدی..."... هیچ کس اندازه ی تو حسین جاوید رو نمی شناسه...
می دونستی این آقا همسایه بغلی ماست؟! امشب در کمال ناباوری کشف کردم...
اینترنت چیز نحسیه...

داشتم در مورد ریچارد براتیگان سرچ می کردم که از قضا رسیدم به آن جنگ و دعوای همشهری جوان با حسین جاوید!! خواستم بگویم هیچ کس اندازه ی تو حسین جاوید را نمی شناسد... این را از آن کامنت حالا معروف شدی فهمیدم... می دونستی این بشر همسایه بغلی ماست؟!...
همین امشب فهمیدم...
اینترنت چیز نحسیه...

داشتم در مورد ریچارد براتیگان سرچ می کردم که از قضا رسیدم به آن جنگ و دعوای همشهری جوان با حسین جاوید!! خواستم بگویم هیچ کس اندازه ی تو حسین جاوید را نمی شناسد... این را از آن کامنت حالا معروف شدی فهمیدم... می دونستی این بشر همسایه بغلی ماست؟!...
همین امشب فهمیدم...
اینترنت چیز نحسیه...

داشتم در مورد ریچارد براتیگان سرچ می کردم که از قضا رسیدم به آن جنگ و دعوای همشهری جوان با حسین جاوید!! خواستم بگویم هیچ کس اندازه ی تو حسین جاوید را نمی شناسد... این را از آن کامنت حالا معروف شدی فهمیدم... می دونستی این بشر همسایه بغلی ماست؟!...
همین امشب فهمیدم...
اینترنت چیز نحسیه...

جذابین پنهان بورژوازی ...

دلمون برای وضعیت اسف بار سینما کباب شد رفت پی کارش!
هنرم تمام تمام شد!
به خدا داورای فیلم کوتاه قسم خوردن سال دیگه 4ماه وقت برای دیدن فیلمها بذارن همه نادم وپشیمونن!
گفته کاوه فقط آپ کنه ما همه شرایط رو قبول می کنیم.
خوب دیلاته برو پول تلفنت رو بده از حالت یک طرفه دربیاد!

سلام کاوه.//جای جدید مبارک.//من درباره ی این نوشته هیچ نظری ندارم.اما دیگه بسه. یه حرفی بزن تازه تر.به ما هم سر بزن.(خودت رو میگما).//یا حق

خواننده هاتو از دست می دی اگه 2ماه یه بار آپ کنی من که دیگه سر نمی زنم

حمید هامون: پس همه ی اون زندگیا، زمزمه ها، عشقا... دروغ بود؟

حميد هامون: آقای رئیس، این خانوم ، این آقا و فک و فامیلاشون دست به دست هم دادن که منو نابود کنن. پاسبان گذاشته سر محل که منو دستگیر کنه... انگار من جنایت کرده ام. حالا هم باید نفقه شو بدم ... هم خونه رو بدم ، هم مهریه رو بدم ... هم بچه مو بدم ، هم شرفمو بدم . چرا؟ چرا؟ من نمی تونم طلاق بدم؟ من نمی تونم . این زن ، این زن سهم منه، حق منه، عشق منه ... من طلاق نمی دم...

چرا مطلب جدید نمی نویسی ؟؟؟به خواب زمستونی رفتی؟؟
راستی ممنون اون دیالوگی که از هامون نوشتی را من عاشقشم....کشت منو

اووووووووووووووه
نیستی هنوز
مممممممم
من روم نمیشه چیزی بگم

به نظر من پسره !
كاوه من هم بروزم ولي يه مشكل دارم ، اونم اينه كه نه وب سايت دارم نه ايميل !
خدمت چه خبر !
حالت خوبه ؟
راستي سلام كاوه .

خسته شدم از این مطلب

baba berooz kon dige.ahhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhh.

محض اطلاع: من تلفنم یک طرفه است....

بروبچ کسی می دونه تشیع جنازه این همشهری کاوه ما کیه؟
طفلی یه جوریم مرد کسی خبردار نشد!
الهی بورژای بهش نساخت !
اااااااااااااااای

مبارکه انشالله!
میگم کاوه یادش به خیر یه زمانی رو یادم میاد که اینجا (همون اونجای سابق) تند تند آپ می شد...بابا مهندس یه حضور سبزی از خودتون نشون بدین!;)

مبارک باشه خيلی...چرا اين قدر کم می نويسی پس؟

عجب گرد و خاکی گرفته این وبلاگو!
کاوه کجاییییییییییی پسر!

یه خواهش کوچولو ازت دارم آپ کن باشه!

داری مستند طب آلترناتیو میسازی؟
فکر کنم داری تمام شیوه های درمانیشو رو خودت امتحان می کنی؟
به عنوان یه کارشناس از یانگوم دعوت کن درمورد طب سوزنی به صورت کاملا مستند صحبت کنه !

اوی بورژوا دات کام کجایی پسر نکنه مردی تو که آپ نمی کنی مرض داری پول یامفت دادی دات کام شدی.
ملت خلن به خدا.
تو که نمی دونی با پولات چیکار کنی واسه چی عین خر کار می کنی.
یه سراغم از ما بگیری نمیمیری بدبخت.

سلام كاوه؟ چطوري؟
همين
يا حق

سلام کاوه جان.تقریبا آخرین پستمو نوشتم .دارم دگرگون میشم .نیازمند راهنمایی و عشق تو هستم
تنهام نذار .لطفا لینک منم اطلاح کن.محبوبم مرد.

عجب کثافت کاری شده و مدام هم تکرار می شه .
اما خونه جدید ویلایی تون هم بالاخره مبارکتون باشه .

به قول بچه ها گفتني: باش تا صبح دولتت بدمد. ..

سلام کاوه جان. مطلبتو لینک دادم. موفق باشید.

سلام بر کاوه ی عزیز.
آقا مبارکه.

سلام بر کاوه ی عزیز . آقا خوشحالمون کردید. نیستی؟ خوبی؟خوش میگذره؟

فرصت

فرصت

می‌بینم که رفتید جشنواره و دیگه فرت ندارید...
خونه تازه و مستقل(!) مبارکه

سلام. بابا جذابیت پنهان . ما که زیر خط فقر و شعور و اینا موندیم. فقط آدرسم عوض شده.

سلام. بابا جذابیت پنهان . ما که زیر خط فقر و شعور و اینا موندیم. فقط آدرسم عوض شده.

اختتامیه که فکر کنم نبودی. خوش به حالت. خیلی باحاله که در جند آیتم بهتزین فیلم نداشتن هیت داورا. مثه فیلم تجربی و تدوین و فکر کنم کارگردانی. حالا اخبارش میاد. در صورتی که کلی فیلم خوب از جشنواره کنار گذاشته شد. الهی جز جیگر بزنه باعث و بانیش.

اوووووووف!رفتم خونه قبلی میبینم دو تا کامنت بیشتر نیست شاکد شدم! امید وارم شور تازه ای تو بلاگ جدید بکشفی.

مبارکه!
هر سال یه مشکلی هست!

لینک این مطلب در سایت انجمن مستندسازان
http://irandocfilm.org/2akhbar.asp?ID=692

لینک این مطلب در هفتان
http://www.haftan.com/cinema/?id=1847980911#comments

پستت خیلی خوب بود.
لینک خونه ی جدیدت رو هم گذاشتم تو وبلاگم.

خوبه والا! مردم بلاگ اسپات بودن تحويل نمي گرفتن حالا كه ديگه ! اوه اوه ! دات كامي شدن همه رو بداخلاق مي كنه ها ! از ما گفتن! .... بي شوخي ! مبارك باشه كاوه

سلام خونه ی جدید مبارک دوست عزیز . چه خوب شد که درباره ی این هیات داوری و انتخاب های ساده انگارانه و حتی غرض ورزانه نوشتی . امسال که واقعا افتضاحه . هر سال دریغ از پارسال . یکی از دوستان هم فیلمش انتخاب نشده بود و دلخور بود . به واقع به کی و چه جریانی باید اعتراض کرد . فیلم دیدن این جماعت باید خیلی جدید و دیدنی باشه .من خبر نداشتم که میشه مثل تندخوانی ، تندبینی هم کرد . تازه اگه واقعا دیدنی در کار باشه

دوست جون مبارک

میثم جان لینکتومی ذاشتی بفهمم کدوم میثم هستی حداقل

اون كه گفت قبول نكرده اولين باري رو كه نوشتم...بابا خونه هم خونه هاي قديمي.

پس بورژوا شدي كه سراغي نمي گيري...تبريك نمي گم تا شايد خجلت زده ت كنم...مباركه... ;)

بورژوا شدي پس كه سراغي نمي گيري ...تبريك نمي گن كه خجالت بكشي...مباركه...

سلام. خونه نو خیلی خیلی مبارک.

سلام آقا خانه نو مبارك!

تبریک!
این هم حقیقت تلخ دیگری است! معمولا وقتی اخبار بی برنامه گی ها، کارهای عجیب و غریب و سوتی های مسئولان و دولتمردان و صاحبنظران و ... کشورم رو می شنوم بی اختیار به یاد این ضرب المثل می افتم که میگه: به شتر میگن کجات راسته؟ جواب داد: گردنم!!!
در ضمن تا حالا فکر می کردم جمله مورد علاقه ات از شکسپیره!
احساس همقالبی و هم هاستی شدیدی با وبلاگت دارم! D: !!!

نظر شما