همشهری کاوه
« نوشته‌هاي هر دم بيلي روز هفتم | صفحه اصلی | نوشته‌هاي هر دم بيل روز نهم »
نوشته‌های هر دم بیل روز هشتم

جمعه، 20 بهمن


چراغي در مه (پناه‌بر‌خدا رضايي)
توي جلسه نقد و بررسي فيلم من سه سوال از پناه‌بر‌خدا رضايي پرسيدم که متاسفانه هيچ کدامش خوانده نشد؟
1- لطفا بگوييد که فيلم‌نامه اين فيلم دقيقا چند صفحه بود و چه چيزهايي را توي آن نوشته بوديد؟
2- نقش شما به عنوان «کارگردان» مشخصا در پروسه توليد فيلم چه بوده؟
3- فيلم شما طوري روايت شده بود که حتي مي‌توانست تا فردا صبح هم با همين روند ادامه پيدا کند و يا حتي در عرض 10 دقيقه به انتهاي خودش برسد؟ چرا زمان آن را 90 دقيقه انتخاب کرديد؟

«چراغي در مه» اساسا از چيزي به اسم داستان (با هر تصوري که مي‌توانيد از اين کلمه داشته باشد) تهي است، فيلم شامل 90 پلان ثابت (و اکثرا لانگ‌شات و صامت) است که به غير از به رخ کشيدن فیلمبرداري فوق‌الاده و بعضا کارت‌پستالي علي‌محمد قاسمي، هيچ اطلاعات درست و حسابي‌يي به تماشاچيِ بیچاره نمي‌دهد. فيلم رضايي شايد بتواند از حيث کندي و خسته‌کننده بودن هم توي کتاب رتبه‌هاي گينس جايي را به خودش اختصاص بدهد. اين را هم داشته باشيد که در پايان جلسه نقد و بررسي، استاد رضايي گفتند: «تهيه‌کننده فيلم، آقاي فلاخ، به علت نارضايتي از نتيجه فيلم، در اين جا حضور پيدا نکرد!» (عمق فاجعه را که داريد؟!)


آواز گنجشک‌ها (مجيد مجيدي)
«آواز گنجشک‌ها» يک جورهايي جمع‌بندي تمامي آن چيزهايي است که توانسته بود مجيدي را در طي چند سال گذشته، در داخل و خارج از کشور تا حدودي مطرح کند، ولي متاسفانه نه توانسته به قدرت و پختگي «بچه‌هاي آسمان» عمل کند نه به غناي تصويري «رنگ خدا» برسد. آخرين فيلم مجيدي هم کماکان دچار همان سانتي‌مانتاليسم آشناي فيلم‌هاي قبلي‌اش شده که اين بار خودش را در پرداخت ناشيانة داستان‌هاي فرعي بيشتر نشان مي‌دهد. فيلم ظاهرا مي‌خواهد يک داستان اصلي داشته باشد تا به واسطة آن بستري فراهم کند تا مجيدي بتواند دغدغه‌هاي اجتماعي-انتقادي‌اش را در آن مطرح کند. داستان اصلي، درباره مردي است که توي مزرعه پرورش شترمرغ کار مي‌کند و به خاطر گم‌شدن يکي از شترمرغ‌ها از مزرعه اخراج و نتيجتا بي‌کار مي‌شود. داستان فرعي موازي با اين هم مربوط مي‌شود به بچة مرد که دلش مي‌خواهد آب‌انبارِ محله را پر از ماهي کند. اصولا گنجشک و آوازش هم توي هيچ‌کدام از داستان‌ها هيچ جايگاهي ندارد. وسط‌هاي فيلم که دنبال کار گشتن مرد را نشان مي‌دهد، يک جورهايي نصف موضوعاتي که به بهزيستي ربط دارد را توي خودش جا مي‌دهد (خوب قسمت اعظم پول فيلم را بهزيستي داده ديگر!) ولي خوب بيشتر يک جور حالت کليپ دارد و خيلي‌هايش را به راحتي مي‌توان از توي فيلم در آورد. قسمت دوم فيلم هم که روي خانه‌نشين شدن مرد و بسط خرده‌داستان‌ها مانور مي‌دهد، آن‌قدر تکراري از آب در آمده (حتي براي خود مجيدي) که ديدنش واقعا مشقت‌بار است. آخر فيلم هم که الکي‌الکي شترمرغ پيدا مي‌شود، با رقص عجيب شترمرغ و موسيقي عليزاده رسما سر هم بندي مي‌شود و تمام خرده داستان‌ها به اميده خدا و هوش تماشاچي روي هوا رها مي‌شوند. مشکل اصلي فيلم اين است که بين قصه‌گو بودن و سمبليک برخورد کردن نمي‌تواند توازن خوبي ايجاد کند، براي همين از تماشاچي‌اش انتظار دارد که نصف بعضي جاها را با عناصر داستاني بفهمد، بعضي جاها را هم با سمبل‌ها و جک و جانورهاي ريخته‌شده توي فيلم. «آواز گنجشک‌ها» بيشتر افة فيلم بودن دارد تا اين که واقعا بتواند به ذات چيزي که به‌اش مي‌گويند «سينما» نزديک شود.
حالم از جشنواره امسال واقعا به هم مي‌خورد، دريغ از يک کار شسته رفته که مثل آدم بلد باشد يک داستان حسابي را تعريف کند و آدم را براي دو ساعت از دنيا جدا کند و داخل خودش بکشاند. دريغ! واقعا اين توقع زيادي نيست!

توسط همشهری کاوه در 20 بهمن 1386 0:26 قֽظֽ |
لینک به این مطلب

آدرس لینک به این مطلب:
http://www.citizenkaveh.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/13

نظرات

حالا تو خودتو ناراحت نکن!! اون چارتا فیلمم که توی این چند ساله قابل تحمل بوده از دستشون در رفته!!

دیشب پروفسور و معادله محبوبش رو داد... دیدی؟! من البته همون 5 دقیقه ی اول شاه اول رو خواب دیدم!!... نه اینکه بد بود تا اون جایی که من دیدم بد به نظر نیومد!! و اینکه به هر حال با فاصله ی چند روز یه فیلم از جشنواره رو پخش کردن خیلی بعیده!!

فکر نمی کردم هر روز بنویسی ... ولی انگار مثل من تنبل نیستی ... آفرین !
واقعآ حال ما هم از همه تکرار بهم می خورد

salam khaili mamnon ke be yade man ham bodid omidvaram hamishe movafagh bashid . dar bare jashnvare rastesh man salhast ke in dastano faramosh kardam. omidvaram baghea filmha behtar bashan .

duset daram duste man

It is one of things I can never understand ... how people can think that way. It's so illogical that it can only be based upon moronity.

I am trying to keep from reading trash like this. Man, you are sick. How did this came to your mind?

well it's not the kind of news that is worth discussing. i wonder why are you all here so excited?

نظر شما