همشهری کاوه
« نوشته‌هاي هر دم بيلي روز دوم | صفحه اصلی | نوشته هاي هر دم بيلي روز چهارم »
نوشته‌هاي هر دم بيلي روز سوم

يکشنبه، 14 بهمن
کماکان ماجراي دعواي آن خانمه و آقاي حراستِ جلوي سينما، توي هيچ روزنامه‌اي نوشته نشده.


اولژان (فولکر شلندورف)
قزاقستادن و آلمان/ 2007
ديديد اين پيرمرد و پيرزن‌هاي پولدار، يک دفعه سر پيري مي‌افتند به سفر کربلا و مکه و اروپا و آمريکا و خلاصه گشت و گذار؟ به نظرم ژان‌کلود‌کرير هم دچار همچين مشکلي شده و بعد از يک عمر نويسندگي براي آدم‌هاي خفن، فيلمنامه اولژان را نوشته و داده يک آدم حسابي (فولکر شلندورف) بسازه که نتيجه هم خيلي معمولي (و حتي بد) شده.
استاد کرير عزيز، قبول کن که پير شدي. برو بگير گوشه خانه‌ات بنشين و خاطره‌هاي زيبايت را بنويس که اگر پس فردا مردي همه را نبري زير خاک؛ با اين فيلم‌نامه‌هاي متوسط اخيرت هم سابقه طلايي گذشته‌ات را به باد نده. آقاي کرير ما توي ايران يک کارگردان داريم که به اين حرف گوش نداد و الآن همه دارند مسخره‌اش مي‌کنند و به‌اش فحش مي‌دهند، اسمش مسعود کيميايي است. بي‌کار شدي يک تلفن هم به آقا مسعود بزن و ازش مشورت بخواه.


غبار جنگ (ارول موريس)
آمريکا/ 2003/ مستند
واقعا پخش نسخه DVD فيلمي که زيرنويس‌فارسي‌اش توي ميدان انقلاب هم پيدا مي‌شود، در جشنواره فجر مي‌تواند چه توجيهي داشته باشد.
حاشيه: جلسه نقد و بررسي فيلم با حضور سه تا از محققين فيلم، و با حضور ده نفر در سالن مطبوعات برگزار شد. فاجعه نيست؟


باد در علفزار مي پيچد (خسرو معصومي)
معصومي را نمي‌شناسم، ولي شرط مي‌بندم که آدم بي‌جنبه‌اي است. «رسم عاشق‌کشي»‌اش که گرفت، سريع رفت «جايي در دور دست» را ساخت که بعد از همان فيلم بود. حالا هم فيلم جديديش را باز توي همان لوکيشن و با همان داستان بازسازي کرده. آدم اين قدر بي‌جنبه؟ اين آقا هم بايد به کيميايي مراجعه کند که صحنه کتک‌خوردن «رضا‌ موتوري» جلوي پرده سينما را هر دفعه به يک نحوي توي فيلم‌هاش تکرار کرده و مدام هم ضربه‌اش را خورده و درس هم نگرفته. به خدا اگر کيميايي توي آمريکا بود، زندگي نامه‌اش را توي مدارس سينمايي تدريس مي‌کردند، ولي اين‌جا هيچ‌کس نمي‌خواهد ازش درس بگيرد.
حاشيه: توي جلسه مطبوعاتي، حسين عابديني (همان بازيگر کارگر بايي فيلم باران)، تر زد به بالا و پايين سينماي ايران و رفت. از قديم گفتند: «شهر که کلانتر نداشته باشد، قورباغه هفت‌تير کش مي‌شود»


فرزندان افتخار (مايکل جيمز رولند)
مجارستان/ /
تنها فرق اساسي اين فيلم با بقيه فيلم‌هاي بخش بين الملل، تعداد معتنابهي انفجار و توپ و تفنگش بود که مي‌توانست با اکشن به درد نخورش، خستگي ناشي از کنديِ بقيه فيلم‌ها را تا حدودي جبران کند. فيلم ماجراي انقلاب مجارستان را با قضيه صعود تيم واترپولوي مجارستان در بازي‌هاي المپيک، به صورت موازي روايت مي‌کرد؛ چاشني‌اش هم همان چاشني کليشة اين جور فيلم‌ها است: عشق پسر قهرمان به دختر انقلابي (که طبيعتا پسره هم آخر سر انقلابي دو آتشه مي‌شود) من از 10 امتياز به فيلم، 4 مي‌دهم که 3‌تايش براي اجراي صحنه‌هاي انفجار است و 1 امتياز باقي‌مانده هم براي بقيه چيزها (من حيث المجموع)


دوازده (نيکيتا ميخالکوف)
روسيه/ 2007/153 دقيقه
بهترين فيلمي که توي اين يک سال اخير ديده‌ام. به قول يکي از دوستان «من اگر يک کاره‌اي توي سينماي ايران بودم، کارگردان‌ها را مجبور مي‌کردم که دست کم ده بار اين فيلم را ببينند تا شايد يک کمي به اين روند مزخرف‌سازي‌شان پايان بدهند»
12 شاهکاري 153 دقيقه‌اي است، که 90 درصد داستانش را در يک سالن ورزشي (و در واقع يک اتاق بزرگ) با 12 بازيگر مرد که دور يک ميز نشسته‌اند روايت مي‌کند. با وجود اين حتي در يک سکانس هم کارگردان به دست و پا زدن نمي‌افتد، فيلم خسته‌کننده نمي‌شود و با همان وقاري که شروع مي شود تا انتها جلوي مي‌رود و تماشاچي‌اش را دقيقه به دقيقه شگفت‌زده‌تر مي‌کند. 12 نفر از اعضاي هيئت منصفه دور هم مي‌نشينند تا درباره گناهکاري يا بي‌گناهي پسر جواني که به قتل پدرخوانده‌اش متهم شده راي بگيرند. قصه اصلي فيلم با مخالفت يکي از اعضا نسبت به گناهکار بودن پسر شروع مي‌شود و کم‌کم اين قضيه به 11 نفر ديگر هم سرايت مي‌کند و همان‌طور که از ابتدا مشخص بود، راي همه اعضاي هيئت منصفه به سمت ديگر متمايل مي‌شود. آن‌چه که داستان فيلم را جذاب کرده چيدمان اتفاقات و شخصيت‌پردازي اين 12 نفر است، وگرنه انتها از همان اول مشخص است. ميخالکوف بدون شک يکي از کاربلدترين کارگردان‌هاي زنده دنياست، او در اين فيلم دست کم ده نوع کارگرداني مختلف را براي در آوردن صحنه‌هاي فيلم‌نامه به کار برده و در هر ده نوع به بهترين شکل ممکن عمل کرده...
هر چه باشد او در کشوري سينما را ياد گرفته که عظمت سينمايش تا ابد بر تاريخ سايه انداخته... (12 بزرگتر از آن است که بتوان با يک يادداشت شتابزده تکليفش را مشخص کرد، بايد درباره‌اش مفصل بحث شود)

توسط همشهری کاوه در 17 بهمن 1386 3:07 بֽظֽ |
لینک به این مطلب

آدرس لینک به این مطلب:
http://www.citizenkaveh.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/8

نظرات
نظر شما