همشهری کاوه
« نوشته هاي هر دم بيلي روز چهارم | صفحه اصلی | نوشته‌هاي هر دم بيلي روز هفتم »
نوشته هاي هر دم بيلي روز پنجم

سه شنبه، 16 بهمن


ويولن (فرانسيسکو وارگاس)
مکزیک/ 2006/ 95 دقیقه

ويولون باز هم نشان داد که جشنواره‌هاي مهم کماکان به موضوعات ژورناليستي (نه پرداخت ژورناليستي) که احتمالا يک پس‌زمينه مبارزاتي و جنگي هم داشته باشد علاقه زيادي دارند. به نظرم تنها دليل نمايش اين فيلم در کن، همين بوده. وگرنه ضرباهنگ پر از ايراد و فيلمنامة بي در و پيکرش چيزي نيست که بتوان به راحتي ازش چشم‌پوشي کرد. تدوين‌گر فيم احتمالا نقش باقالي را در پروسه توليد بازي مي‌کرده، چون تقريبا هيچ کاري غير از چسباندن پلان‌ها به هم انجام نداده. محض رضاي خدا دلش نيامده که يک کمي از سر و ته بعضي از پلان‌هاي گذري بزند تا فيلم وارگاسِ بيچاره يک جاني بگيرد. فيلمنامه که احتمالا با سيستم «...قلم در دست مي‌گيرم و تا انتهاي داستان را بدون برداشتن آن از روي کاغذ يک‌جا مي‌نويسم» نوشته شده و نويسنده‌اش بي‌خيال منطق اتفاقات و خط و ربط‌شان به هم شده. در هر حال، وارگاس يک مکزيکي است و يک کمي از مشنگي‌هاي لاتيني‌ها را بايد داشته باشد ديگر!

الکساندرا (الکساندر سوخوروف)
روسيه/ 2007/ 93 دقيقه
«يک پيرزن توي جبهه جنگ» فکر مي‌کنيد اگر يک همچين موقعيتي را بدهيد دست يکي از کارگردان‌هاي ما، چي از آب در مي‌آورند؟ من مي‌گم: به احتمال 99 درصد، نتيجة کار به شدت مصنوعي، باورناپذير، گل‌درشت و آب‌بندي‌ شده به نظر مي‌رسد. اما فيلم سوخاروف هيچ‌کدام از اين معايب را نداشت و بالعکس، خيلي طبيعي و باورپذير و عادي از آب در آمده بود. اين هم روسي است... باور کنيد که اصالت داشتن در هر چيزي مهم است، مزيتي که روسيه در سينما دارد و ما تقريبا ازش بي بهره‌ايم (البته اگر به فيلمفارسي نگوييم «اصالت»)


کنعان (ماني حقيقی)
با اين که باز فرهادي حقيقي با هم فيلمنامه را نوشتنه‌اند و نتيجة کار ديگر آن سوتي‌هاي منطقي «چهارشنبه‌سوري» را ندارد (ارجاع به يادداشت همشهري‌کاوه درباره چهارشنبه‌سوري) ولي در عوض از کشش و اوج و فرودهاي دوست داشتني چهارشبه‌سوري هم بي‌بهره است. حقيقي در اين فيلم هم نشان داد که علاقه خاصي به بستن نماهاي خاص و ويژه ندارد و ترجيح مي‌دهد که باز هم روايت کردن (به عادي‌ترين شيوه کارگرداني) را در اولويت قرار دهد. او اين دفعه سعي کرده که تمرکز اصلي خودش را روي بازي‌ها و در آوردن حس‌ها بگذارد و انصافا از عهده اين کار هم در مرحله توليد خوب (و نه خيلي‌خوب يا عالي) بر آمده. ولي مشکل اصلي فيلم در تدوين است که نتوانسته آن لحظه‌هاي حساس را به همان حساسي فيلمنامه از آب در بياورد. به نظر من تدوين‌گر با اين تفکر که ريتم فيلم بايد کند باشد (که البته فضاي حسي کار اين را مي‌طلبد)، 80 درصد پلان‌ها زيادتر از آني که بايد باشند کش مي‌دهد و باعث شده که آن پلان‌هايي که لزوما به مکث نياز دارند هم لا‌به‌لاي کندي پلان‌هاي گذري گم شوند؛ در واقع انرژي حسي آن پلان‌ها هم گرفته شده است. کاش بشود که براي اکران فيلم را تدوين مجدد کرد (که احتمالا حقيقي اين کار را نمي‌کند) «کنعان» فيلم متوسط، کند و قابلِ پيش‌بيني‌يي است که شايد بازي خوب بازيگرانش بتواند تا حدودي نجاتش دهد.


فيلم‌هاي کوتاه بين‌الملل


توسط همشهری کاوه در 17 بهمن 1386 3:34 بֽظֽ |
لینک به این مطلب

آدرس لینک به این مطلب:
http://www.citizenkaveh.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/10

نظرات

سلام به گيرنده هاي خود دست نزنيد...چون ما رو آنتنيم

درباره خسرو معصومی کاملا درست فکر کردی.خیلی بی جنبه است.باهاش کار کردم.

نظر شما