خيليهايي که اين وبلاگ را ميخوانند، انگ «غر زدن» بهام ميزنند (تازگيها پي بردهام غير از کامنتگذارها، کلي کامنتنگذار هم هستند که من عمرا فکر نميکردم خوانندهام باشند). خداييش شما بگوييد، از چي تعريف کنم؟ يکی از فيلمهای اصطلاحا «مطرحِ» امسال را نام ببريد که واقعا ارزشِ زدنِ دو کلمه حرفِ غيري کليشهاي و نو داشته باشد. فيلمي ارزش حرفزدن دارد که واقعا حرفي براي زدن داشته باشد، نميشود هم «پنهانِ» ميشاييل هانکه حرف براي زدن داشته باشد و هم «آتش سبزِ» استاد بزگوار سينماي مستند و غيرِمستند و اسطورهشناس و ايراندانِ انيشتنسيمايِ سينماي مفلوک و عقبماندة ما، جناب محمدرضا اصلاني و هم «کنعان» و هم «دعوت». اين وسط، منِ بيشعور، بعد از دو سال که از ديدنِ «پنهان» ميگذرد کماکان ميتوانم توي بحثها حرفِ تازه دربارهاش بزنم (تاکيد ميکنم: حرفِ تازه و غيرِکليشهاي)، ولی دعوت و آتشِ سبز را اصلا در حد بحث و جدل نميدانم، در مورد «کنعان» هم دستِ کم ميتوانم بگويم که در حالتِ خوشبينانه ميخواسته شبيه خيلي از نمونههاي موفق خارجي شود (که نشده، اما ماني حقيق واقعا اميدوار کننده است)
اين غر زدن ندارد که بعد از صد و خردهاي سال که از عمر سينماي ما ميگذرد، به ندرت ميتوانيم فيلمِ رنگييي لابهلاي فيلمهايمان پيدا کنيم که «لحنِ نوري و رنگي» داشته باشد؟ اين مسخره نيست که بُعد آرتيستيک و مثلا خلاقانة صداگذاري فيلمهاي ما در حد کارهاي کليشة (و نه نوآرورانه) فيلمهاي هاليوودي است؟ اين فاجعه نيست که هنوز خيلي از فيلمبينهاي حرفهاي ما فکر ميکنند که تکنيکهاي رواييِ فيلمنامه، حاصل کار تدوين است، فکر ميکنند که تدوينِ خوب يعني ريتم تند، کات زياد و زدن سر و ته همه پلانها؟ مسخره نيست که «طراحي صحنه» در کشور ما معمولا به معني «شلوغکردنِ صحنه» است؟ اين فاجعه نيست که حتي خيلي از فيلمسازهاي ما هم کماکان به همين سادگي و مسخرگي به سينما نگاه ميکنند؟ اين چيزها که واقعا ربط مستقيمی به دولت و حکومت ندارد، تهِ تهاش فيلم ديدن ميخواهد و تحليل و فکر و فکر و فکر (که توي اين سه تاي آخري ما تا حدودي ضعيف هستيم)

روزنامهنگارهاي ما که صدي نود، غير از مجيزگوييهاي ژورناليستي کار ديگري نميکنند. توي ايران همه عاشقِ موجِ نوي فرانسهاند، ولي حتي يک ذره هم از آن را درک نکردهاند و يک لحظه هم به خودشان اجازه نميدهند که مثل گدار و تروفو و شابرول و رومر و ريوت اين سينماي به لجن کشيده شده را، سر تا پا با فحش بشويند و چيز جديدي بخواهند (هر چند سينماي فعلي ما اگر خوب شود، تازه مي رسد به همان سينمايي که موجِ نوييها بهاش فحش ميدادند!) حداقل من توي اين تارنمايِ شخصي، اين اجازه را به خودم ميدهم که هر چه به ذهنم برسد بگويم، حتي اگر فردايش به اين نتيجه رسيدم که تند رفتهام. سينماي ما در حالِ حاضر به يک سري آدم باسواد و بي چاک و دهن احتياج دارد، نه آدمهاي تحليلگر و بيجرات و مصلحتانديش! متاسفانه من نه باسوادم، نه مصلحتانديش.
آدرس لینک به این مطلب:
http://www.citizenkaveh.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/34
در زمينهي نياز به آدمهاي بي چاك و دهن (صرفاً براي فحش دادن به اين "سينمايي"هاي ايران) ميتوني روي منم حساب كني...بحث غر زدن نيست. بحث بي شعور بودن و بي شعور تصور كردن توي مخاطبه! اين به اون در! فحش دادن آزاد ميشود!
سلام کاوه جان.اگه میگن غر نزن چون واسه سلامتیت ضرر داره جوون ، وگرنه بزن تا جونـ. . . ؛) // من به جمله ی همین که هست رسیدم ، واسه خودم و تکلیفم با سینما. از این وضع در اوردنش هم به عهده ی شما سینماگران معاصر. تا چه پیش آید.// یا حق
يک مطلبی توی سطل آشغالم گذاشتم که میخوام به عنوان يه آدم سينمايی بخونی و بگی دربارهش چه فکر میکنی. ممنون.
ای بابا حالا همه گیر دادن به چاک دهن! ملت مسخره ای هستیم ما. تا یکی چیزی می گه همه دنبال همونو می گیرن می رن. مثل رعایت مقررات! یه کم خلاق باشین بابا. حالا اگه من یه چیزی بنویسم همه تا 10 تا کامنت بعدی راجع به اون می نویسن.
اوه اوه
چه خبره اینجا بابا!
مردم چقد فضولن
کی گفته شما غر می زنید
ینی آدم اختیار وبلاگشم نداره
گور بابای همشون
راستش تمام آدمایی که من
می شناسم یا خل و دیوونن مثه خودم
یا بی سوادن
یا کم عقل
یا نفهم
یا کلن همه ی شرایطو برای خوب بودن دارن ولی قادر به درکش نیستن
یا تو یه فضای دیگن
یا خوابن یا تنیل
یا چش ندارن کسیو ببینن
یا دوست ندارن بشنون
یا دنبال کپی کردنن
یا عشق تموم کردن دارن بدون اینکه بفهمن چیو شروع کردن
یا بی چاک و دهنن وختی که نباید باشن یا هستن ولی چرت و پرت می گن
و یا جسارتشون در حد تلفظ محکم و واضح کلمه ی سکسه و چیزی ورای کلمه نمی دونن
جواب سئوالتون:نازنین
اینجا نیاز به بی چاک و دهن داشتن دوز رفاقتمون زد بالا..
ولی به قول نیک آیین فیلم نباشه چی باشه؟؟ پس همه تف و شاش ها رو از روی جماعت اون زیر گندیده بردارید لطفا..
به نیک ایین:
خیلی باحال بود. ای ول
اولا که این رفیقمون چرا اینقده قاطیه؟ دوم اینکه من به عشق فیلمای صلح زنده م... گیر بهش ندین. اینکه ادم دهه هشتاد فیلم دوبله بسازه(دختری در قفس) به نظرم پست مدرن ترین حرکت تاریخ سینما بعد از بلید رانره. بعدشم داداش, به مولا خدا را باید شکر کنی که به سینما علاقه داری؟ اقلا 4 تا دی وی دی می رسه دستمون عطشمون جبران بشه, اکه عشق ماشین بودی چی کار می خواستی بکنی؟ آخه تو پول داری 170 میلیون بدی یه ب ام و بخری؟ نداری دیگه... خداحافظ.
ظاهرا بی چاک و دهن ها به فراخوانت پاسخ دادن
تف به گور همشون.. شاعر و عارف و دوبلورو فیلمساز و بازیگر و ان و گه و شاش هایی که به بقیه اجازه عرض اندام نمی دن
آقا مملکت باید همه چیزش به هم بیاید. نمی شود که این وسط سینمایش بشود غده ی سرطانی شکوفایی! جدی می گم. مگر ما صد سال نیست نفت تولید نمی کنیم؟ مگر ما چهل سال نیست داریم ماشین می سازیم؟ چند قرن نیست نمایش روحوضی و تعزیه داریم؟ ها؟ و ...
غر نمی زنم اما برایم قابل قبول نیست توقعات شما. کدام کشور فقیری سراغ دارید که هنر و فرهنگش جور عقب افتادگی اش را بکشد؟ عکسش شاید ممکن باشد... اما به خدا که هنرمند هم از همین خاک ساخته شده. از همین آب خورده. با ما دم خور شده. قبول، استثناها را می شناسم اما نهایت آنها هم هستند برای نمک قضیه. حقایق همان سهیلی و الوند و افشار و اون یکی گلزارند برادر من
کاوه جان ، از خر می پرسی 4 شنبه کِیه ؟ ما چیمون مثل همه ی آدماس که سینمامون باشه ؟
واقعا حاتمی کیا خجالت نکشید زمان اکران دعوت ؟ اون وقت برو سر مقاله ی فیلم نگارو بخون ببین تابش چی نوشته ؟ من واقعا درک نکردم چرا تابش این جوری مدح و ثنای دعوت رو کرده ... زنگ زدم و به خودش هم گفتم !
البته حاتمیکیا مثل صلحمیرزایی و موثقی و دیگران همون لازم الفحشه. دعوت به نظرم در حد آشغالترین سریالهای تلویزیون بود . اون اپیزود فروتن در حد یه قسمت از روتینهای مهدی مظلومی بود. من اما برام جالب بود اون شور حسینی غریب در مخالفت و کوبیدن و افشای آتش سبز سر جشنوارهی پارسال. من فیلم رو ندیدم و نمیدونم چه خبره و قضاوتی ندارم. اما تهش سکوت منتقد ایرانی جلو صلح و موثق و مجیدی و بعضن تمجید از این برام عجیبه که چطور اونوقت روبهروی اصلانی انقد حساس میشن و آستانهی تحملشون میاد پائین. یادم رفت تو کامنت قبلی دربارهی اون دهانهای بیچاک و بست یه چیزی بگم. اینکه اون آدمهای بیچاک و دهن اتفاقن آدمهایی هستن که تو این سینما دارن کار میکنن. یعنی م.د.ن یا همین حاتمیکیا .کسایی که به مخالفای خودشون رحم نمیکنن و هر چی از دهنشون درمیاد بیرون میریزن. میشه به مصاحبهی حاتمیکیا با حسنی رجوع کرد. خلاصه اینکه همهی کارهای ما برغکسه دیگه. اینم روش.
حامد جان، من «کنعان» و «دعوت» را گفتم چون که مثلا از فیلم های مطرح یک سال اخیر بوده، وگرنه لازم الفحش بودن روند اپیدمیکِ تولید امثال صلح میرزایی و سهیلی که جای خود دارد (چه جمله خفنی نوشتم ها، هم عربی است هم فارسی هم انگلیسی!!! این یعنی هویت یک ایرانیِ هشتاد و هفتی)
اوضاع که درست نيست. اين رو میشه به وضوح ديد. من مثلن سريال امينی میبينم. افتضاح مطلق. در حد بیاستعدادترين فيلم کوتاهسازهايی که با ۱۵۰ تومان و هندیکم کار میکنن. بعد تو سينما چه خبره؟ البته من شخصن ترجيح میدم که به جای فحش کشيدن به اصلانی و حقيقی، ابتدا تکليف صلحميرزايی و سهيلی و اينا رو روشن کنم. - لااقل برای خودم- . اونورتر تو تئاتر کثافت مطلق حاکمه. موسيقی رو فاک سراسريه. سنتی به گِل نشسته- هنوز آقای افتخاری سالی ۸ آلبوم توليد میکنه- پاپ تو لجن دست و پا میزنه و راک و جز و کانتری و ... هم که اساسن نداريم- فکر کن رضا يزدانی رو به عنوان خوانندهی راک خوب معرفی میکنه اون منتقد دم اسبی سينمايی- مجلههای سينمايی زبالهدانی هستن. با انشاهای کثيف و تميز که از توش بوی تزوير و دروغ و مايه خالی بيرون میريزه. منتقد دنبال چيه؟ دنبال دوستی با کارگردان ، پس به جای نقد لاو میترکونه. - حتمن نقدهای مربوط به آواز گنجشکها رو خوندی.- خلاصه داريم تو فاضلاب زندهگی میکنيم و به اين هم شکی نيست. چون از سينما و موسيقی و هنر و ... که بری بالاتر میرسی به ارشاد و از اونجا به نهاد رياست جمهوری و بعد هم به ... همون جملهی «همهچیمون به همهچیمون مياد». من شيفتهی امير نادری هستم که يه ليست داشت از کارگردانها و تهيهکنندههای فيلمفارسی و شب مست میکرد و میرفت جلو استوديوهاشون و خوار مادر میگفت. اين فعليت تو جامعهی امروز ما توی همهی زمينهها نايابه. کسی حالشو نداره و همه تو يه تخدير باحال و جذاب دارن قر و قنبيلشون رو ميان. برای اين سينما همون دهن بیچاک و بست کفايت میکنه. سواد از سر اين سينما و حوالی و جامعه ديگه خيلی زياديه.
آن کس که نداند و بداند که نداند...
توی این مملکت چی به گند کشیده نشده؟؟ تازه من همین دیروز یه پست آپکردم در مدح فیلم و فیلمسازی.
وقتی ریش داران بی عفت و ریشه داران بی فضیلت و سبیل هایی بی عفت و بی فضیلت با آخور خوری اربابان و پاچه لیسی های بسیار بعد از بوقی به یک منصبی می رسند. به نظرت چیزی غیر از معجزات الهی می تواند به پایین بیندازتشان؟
وقتی کپی کاران با دبدبه و کبکبه به روی سن خوانده می شوند.. وقتی تلاشگرهای بی نصیب مانده با دهان باز صدایشان به هیچ جا نمی رسد.. وقتی جوجه فوکولی شاعر با نقابی از پوشش در ویشان از شنیدن غزل محکم تازه واردی /آب روغن قاطی کرده و به حرمت لبای دراویش و ریش بلند و کت بلند راه چاره ای جز شیشکی که حواله شاعر بیچاره نوپا کند نمی بیند دیگر چه انتظاری؟ هنرمندان لطیف روح که اینانند خداوند ما را از شر وحشی گران انتقام جوی برهاند و در امان دارد. ان شا ا...
بعله، مرده شور كليه ي سينمايي هاي ايران رو ببرن. جز يه سه چهار نفر رو، اين رو هر دفعه كه ميرم سينما ميگم يا هر دفعه كه نقدي ازشون ميخونم يا ... خودت كه بهتر ميدوني
اما خداييش اين ماني حقيقي كه خفه كرده بودن ما رو باهاش همين كنعان بود؟ آخه اون چي بود؟
توسط: شملك | 27 دی 1387 10:32 بֽظֽ