يک فيلم حيرت انگيز ديگر: «در شهرِ سيلويا» ساخته فيلمساز گمنام اسپانيايي، خوزه لوئيس گوئرين
فيلم گوئرين وارث خلف انديشههاي برسون درباره سينماتوگراف است: سينمايي که مستقل از ادبيات ميتواند به حياتش ادامه دهد. شاخصترين امتياز فيلم حاشيه صوتي خلاقانهاش است، خلاقيتي که بين صداهاي داخل و خارج قاب و ترکيب آنها بهترين را انتخاب کرده.
«در شهر سيلويا» هيچ داستاني ندارد، يا اگر بيانصافي نکنم بايد بگويم که داستانش در حد يک داستان کوتاه کليشهاي يک صفحهاي است، از آن داستانهاي برادران داردني که آدم ميماند فيلمنامهاش چند صفحه بوده! با وجود اين بيداستاني، تماشاچي تا آخر مينشيند و با اشتياق فيلم را نگاه ميکند. اين ذوق و شوق بدون شک از وجه سينمايي (و نه ادبي) فيلم ميآيد، فيلمي که بيشتر در نماهاي بسته و مديوم ميگذرد و ريتم استثنايياش را از چگونگي دادن اطلاعات محدودش به تماشاچي (اطلاعات هر چند پرت و بياهميت)، کارگرداني ريزبينانه (تسلط کارگردان به جزئيات لوکيشنهاي فيلم و نحوه دکوپاژ ستودني است) و صداگذاري فوقالعادهاش ميآورد.
يک مثال: طولانيترين صحنه فيلم مربوط ميشود به کافهاي که از کنارش يک خط ترامواي شهري ميگذرد. اين صحنه طوري طراحي شده که هر چند دقيقه يک بار، حرکت قطار تراموا توي يکي از تصاوير ديده شود. رويکرد کلي فيلم هم به شدت رئاليستي است (آنقدر که آدم را گول ميزند که فيلم مستند است). قول ميدهم تمام کساني که توي ايران به عنوان صداگذار حرفهاي شناخته ميشوند، با توجه به رويکرد واقعگراي فيلم توي همه صحنههاي فوق، صداي قطار را ميگذاشتند (احتمالا خيلي هم حال ميکردند که به ريتم فيلم جان دادهاند) ولي «در شهر سيلويا» بين ديالوگي که در پيش زمينه بين دو نفر رد و بدل ميشود، صداي پاي آدمي که از توي قاب رد ميشود، دفترچهاي که در پس زمينه دارد ورق ميخورد و صداهاي خارج از قاب هر بار يک يا دو تا را بيشتر انتخاب نميکند، و اين کار آنقدر حسابشده و دقيق انجام ميشود که مثلا اگر در ده پلان بعدتر دوباره همين ترکيبِ تصويري در قاب ديده شود و اين بار صداگذار تشخيص بدهد که بايد صداي ديگري شنيده شود، اين صداي جديد توي ذوق نزند و خيلي طبيعي و درست جلوه کند. اين بازي صدايي از يک جايي به بعد آنقدر جالب ميشود که تماشاچي را در خودش دخيل ميکند: تماشاچي در اين بازي بايد دنبال منبع صدا در تصويري که روبرويش ميبيند، بگردد.
پارسال توي همين وبلاگ يک فيلم ترسناک را معرفي کردم به اسم «REC»، که بر خلاف خيلي از فيلمهاي ترسناک ساختاري واقعگرا و آرتيستيک داشت. جالب اينجا بود که آن فيلم را هم يک کارگردان گمنام اسپانيايي ديگر ساخته بود. اسپانياييها که توي سينما بيشتر به واسطه بونوئل و آلمودووار و سائورا شناخته شدهاند، ظاهرا حالا دارند قدمهاي متفاوتي در جهت سينماي رئاليستي برميدارند که ربط خاصي هم به بقيه دنيا ندارد. کاش ما هم توي سينماي خودمان ذرهاي استقلال هنري داشتيم!

پي نوشت:
«خوزه لوئيس گوئرين»، متولد 1960 شهر بارسلوناست و از 25 سالگي مشغول فيلمسازي بوده. «در شهر سيلويا» ششمين فيلم اوست که سال 2007 نامزد دريافت شير طلايي جشنواره ونيز بوده.
آدرس لینک به این مطلب:
http://www.citizenkaveh.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/41
salam khobi?man kheily azat soal daram.lotfan be in shomare miss call bede khodam behet mizangam.khahesh mikonam.merc.ye donya mamanon09361609508
salam khobi?man kheily azat soal daram.lotfan be in shomare miss call bede khodam behet mizangam.khahesh mikonam.merc.ye donya mamanon
هر کی خواستار یه دوستی پا بر جا با یه پسر شهرکرد ی است یکی از دخترای خوب شهر خودمو ن شهر کرد samandar.bia2.2020.test@gmail.com
الآن که فکر می کنم خیلی خوشحال می شوم و عجیب دلم می خواهد کلاهم را کج کرده ، بزنم به پیشانی که : اوه ، شت !
...
ناراحتیم
و از درد و مرضمان خوشحال...
(اگر فیلم مان نکرده باشند)
با هوهو های صمیمانه ی آشغالی
سلام. من ده بار به آن هایی که برایم ایمیل می زنند و سوالاتی مثل سوالات شما می پرسند می گیوم که اگر دوست داشتید مفصل حرف بزنیم، لطفا تلفنی تماس بگیرید. واقعیتش من حوصله نوشتن این جور چیزها را ندارم، ترجیح می دهم برای کسی که پیگیر و علاقمند است ساعت ها وقت بگذارم و هر چیزی که می دانم بهش بگویم (که طبیعتا نوشتن آن طولانی است و حوصله سر بر). ضمن این که انطوری دیالوگ برقرار می شود و به نامه ها و پست های سوال و جوابی nتایی نمی رسد دیگر
خلاصه اگر دوست داشتید ایمیل بزنید تا با هم صحبت کنیم. این ایمیل منه، citizenkaveh@gmail.com
اگر هم نه، که دیگر هیچ؛ شما ها اضافه به خیلی های دیگر که پیگیر جوابِ شان نبودند
سلام.با شعری از خودم منتظر نقد و نظر شما هستم.
لول
مرسی..
می دونی چرا خندم گرفت؟ من 2 تا کامنت گنده گذاشتم تو 1 جواب کوچولو دادی!
احساس حماقت بهم دست داد یه لحظه. لول.
به قول اون دوست پایینی .. خیلی بدجنسی!
خیلی بدجنسی، می دونستی؟
والا من اطلاعات بیشتری ندارم. بقیه اش دیگه سلیقه و شانس و تحقیقات خودتونه. ولی اینو می دونم که هرکدام از این شاخه ها مهارت و یادگیری خاص خودش را دارد و همه اش در کارگردانی جمع نمی شود.
راستی یادم رفت خواسته بودید که اسم ببرم از اساتید کارگردانی:افخمی رو اصلا نمی تونم تحمل کنم .یک بار که برای فیلمنامه نویسی به عنوان استاد مهمان به کلاس ما امده بود تمام مدت از ارتباط بصری با ایشان اجتناب کردم. خموده و به قول شما اسلو موشن. بیشتر هم از درو دیوار حرف زد نه فیلمنامه ولی خب سر نخ های خوبی از بعضی چیزها داد.. پیش خودم گفتم اگه کارگردانیش خوب باشه به زور تحملش می کنم!
الان توی کارنامه مسعود فروتن کارگردانی آموزش می ده.6ماه 1روز در هفته 600 تومن.
توی کانون سینماگران جوان 9تا مبحث با 9 تا استاد: ژکان-احمدی-پرتوی-سجادی-طالبی نژاد-لقمانی-دهقانی-میر سپاسی-دلپاک . شهبازی. (10 تا شد که!)
یک آموزشگاهی به اسم رسانه تصویر هم توی تهران پارس هست که یک دوره فشرده بهاره داره که بیشتر روی تکنیک های کارگردانی کار می کنه و از روی فیلمنامه گذر رد می شه.با 50 تومن. خوب نیست به نظرت؟! استادش هم آقای دزواره است.
آموزشگاه روزنه هم بهرام کاظمی رو داره.
حالا با این تفاسیر من انجمن سینمای جوان برم؟ راستی استاد اونجا کیه؟؟
سلام..
یک دنیا ممنون.. فقط چند تا چیز:
1- این کارگاه فیلمنامه که گفتین منظورتون حوزه هنریه؟؟کجاست؟
2- انجمن سینمای جوان فقط اصول کارگردانی(شناخت پلان ها میزانسن و خط فرضی و..) را آموزش می دهد و خبری از تدوین و اصول فیلمنامه و تصویر برداری و نقد فیلم و .. نیست).سوره ادعا می کنه که همه اینها رو توی سه ترم سه ماهه آموزش می ده البته با 1700000 تومان! حالا به نظرت انجمن سینمای جوان با این حجم محدود از آموزش باز هم به بقیه اولویت داره؟
( من دانش شما رو قبول دارم.. به هر حال تحقیق هم می کنم ولی حرف شما برام معیاره)
3- در حوزه استادی که می خواهیم باهاش فیلمنامه بگذرونیم رو خودمون انتخاب می کنیم.هر وقت اون استاد رو داشتن بهمون خبر می دن که واسه ثبت نام بریم. از بین تمام کسایی که فیلم می نویسن شما کدوم رو به من پیشنهاد می کنین که توی فرم بنویسم؟ می خوام که حسود و بخیل نباشه و هرچی می دونه یاد بده.آدم حسابی هم باشه.
4- و در آخر این که من به این دلیل می خوام کارگردانی بخونم که فکر می کنم تمام چیزهایی که دوست دارم جداگانه بخونم توی کارگردانی یک جا آموزش داده می شه. مثل: اصول کارگردانی+ فیلمنامه نویسی- فیلمبرداری- تصویر برداری- نقد فیلم- صدابرداری-تدوین. آیا این ذهنیت من درسته؟؟
و این که خواندن تاریخ هنر (مثلا در کارنامه) به چه درد می خوره؟ و اصولا دونستن تاریخ هنر به چه کار نویسندگی یا کارگردانی میاد؟ آیا چیز لازمیه یا نه..
این دفعه دیگه خیلی زیاد شد! در دیگ باز بود منم که گربه!
شرمنده
میام می خونم باز
ممنون..
سلام مجدد
وبلاگ را با لاست شروع کردم و بعد تحقیق شش ماهه خود را پیرامون فرهنگ در عالی واکاوی شبیخون فرهنگی نوشتم و بعد به اخراجی ها و یوسف پیامبر پرداخته ام . در آینده مسلما فیلمهای دیگری خواهم نوشت
ولی به خودم اجازه می دهم در مورد فیلمی بنویسم که دغدغه دارم . دلیل احساس گرایی من هم فقر شدید احساس در گفته های دیگران است . خواستم این کمبود را با تزریق متعادل کنم
از نظر شما متشکرم
سلام آقا/خانم دونقطه
راستش من خیلی از این موسسات آموزشی خبری ندارم، یعنی اطلاعاتم دقیق نیست. ولی در آن حدی که می دانم می گویم:
هر کلاسی فقط به استادش بستگی دارد و ضامن این که آیا شما در آینده کاره ای خواهید شد یا نه تقریبا ربطی به جایی که می روید و درسی هم که استاد می دهد ندارد و با اطمینان می گویم که 90 درصد به همت و پشتکار و مطالعات شخصی خود شما ربط دارد. با این حال طبیعی است که برای هر چیزی باید اصول را به بهترین نحو یاد گرفت. اصول فیلمبرداری که را کانون سینماگران جوان توسط استاد نبوی درس می دهد که عالی است. کارگردانی را بهتر است توی انجمن سینمای جوان یاد بگیری که هم ارزانتر است و هم ارتباطت با آدم ها کمی بیشتر می ود (با این شرط که شهرام مکری درس بدهد، چون باقی استادها انسجام شیوه تدریس مکری را ندارند). فیلمنامه نویس هم می توانی بروی کارگاه فیلمنامه با عباس اکبری (نمی دانم هنوز برپا هست یا نه!) در مورد کلاس های بهروز افخمی چیزی نمی دانم ولی همانطوری که احتمالا می دانی، کاراکتر افخمی آدم اسلوموشنی است و این شاید توی شیوه تدریس و مقید بودن به تدریسش هم تاثیر داشته باشد (این را لطفا خودت تحقیق کن، من فقط طبق حدسیاتم می گویم)
کارنامه هم کلا کلاس های خوبی دارد، چون استادهاش آدم حسابی اند. اگر بگویی الآن اساتید آن جا چه کسانی هستند شاید بتوانم بهتر بهت کمک کنم.
هیلاج هم تا آنجایی که تا یکی دو سال پیش خبر داشتم، سیستمش تولیدی است نه آموزشی
سلام آقا/خانم دونقطه
راستش من خیلی از این موسسات آموزشی خبری ندارم، یعنی اطلاعاتم دقیق نیست. ولی در آن حدی که می دانم می گویم:
هر کلاسی فقط به استادش بستگی دارد و ضامن این که آیا شما در آینده کاره ای خواهید شد یا نه تقریبا ربطی به جایی که می روید و درسی هم که استاد می دهد ندارد و با اطمینان می گویم که 90 درصد به همت و پشتکار و مطالعات شخصی خود شما ربط دارد. با این حال طبیعی است که برای هر چیزی باید اصول را به بهترین نحو یاد گرفت. اصول فیلمبرداری که را کانون سینماگران جوان توسط استاد نبوی درس می دهد که عالی است. کارگردانی را بهتر است توی انجمن سینمای جوان یاد بگیری که هم ارزانتر است و هم ارتباطت با آدم ها کمی بیشتر می ود (با این شرط که شهرام مکری درس بدهد، چون باقی استادها انسجام شیوه تدریس مکری را ندارند). فیلمنامه نویس هم می توانی بروی کارگاه فیلمنامه با عباس اکبری (نمی دانم هنوز برپا هست یا نه!) در مورد کلاس های بهروز افخمی چیزی نمی دانم ولی همانطوری که احتمالا می دانی، کاراکتر افخمی آدم اسلوموشنی است و این شاید توی شیوه تدریس و مقید بودن به تدریسش هم تاثیر داشته باشد (این را لطفا خودت تحقیق کن، من فقط طبق حدسیاتم می گویم)
کارنامه هم کلا کلاس های خوبی دارد، چون استادهاش آدم حسابی اند. اگر بگویی الآن اساتید آن جا چه کسانی هستند شاید بتوانم بهتر بهت کمک کنم.
هیلاج هم تا آنجایی که تا یکی دو سال پیش خبر داشتم، سیستمش تولیدی است نه آموزشی
سلام..
نیستی؟
یه راهنمایی می خوام لطفا
می خوام کارگردانی بخونم با مسعود فروتن بهتره یا بهروز افخمی یا علی ژکان؟
و این که شما به عنوان کسی که سررشته داری کدوم موسسه رو پیشنهاد می کنی؟ نمی خوام برم فقط وقت تلف کنم استاد وجدان کاری داشته باشه و چیز یاد ادم بده محیطشم خوب باشه.
کانون سینماگران جوان یا هیلاج یا سوره یا کارنامه یا کجا؟؟
راستی انجمن سینمای جوان دوره های آموزشی داره؟
شرمنده زیاد شد.. منتظر جوابم میام اینجا می خونم..
ممنون..
راستی از فیلم جدیدت چه خبر؟
سلام..
نیستی؟
یه راهنمایی می خوام لطفا
می خوام کارگردانی بخونم با مسعود فروتن بهتره یا بهروز افخمی یا علی ژکان؟
و این که شما به عنوان کسی که سررشته داری کدوم موسسه رو پیشنهاد می کنی؟ نمی خوام برم فقط وقت تلف کنم استاد وجدان کاری داشته باشه و چیز یاد ادم بده محیطشم خوب باشه.
کانون سینماگران جوان یا هیلاج یا سوره یا کارنامه یا کجا؟؟
راستی انجمن سینمای جوان دوره های آموزشی داره؟
شرمنده زیاد شد.. منتظر جوابم میام اینجا می خونم..
ممنون..
راستی از فی
سلام شما را به دیدن وبلاگ حقیرم دعوت می کنم
www.sinama-hl.blogfa.com
aqa email send nemishe.
ااااااا برادر شما وبلاگ داشتی ما نمیدونستیم؟!!!عجباا.یا اینکه میدونستم یادم نبود!!!!!
راستی فیلمت خوب شد؟بیا یه کاری کن من هم بتونم این پایان نومه لعنتی م رو بسازم.....
مخلصم و مشتاق دیدار.....
سلام. ببخشید که این قدر دیر جواب مب دم... این ایمیل منه....
citizenkaveh@gmail.com
دوست عزیز یه خرده کارم ضروری هست...ممنون میشم لطف کنید میلتون رو بدین.
ارادتمند
دوست عزیز من میتونم ایمیل شما رو داشته باشم؟
سلام همشهریِ خسته و هنرمند...سال نو مبارک..چرا انقدر خسته ای پسر؟ چرا انقدر گرفته و غمگینی؟ و بی حوصله.. فکر می کنم بد اخلاق هم شده باشی ... قبلن ها خیلی با حوصله تر می نوشتی...قبلن ها خیلی با اهمیت تر بود برات سینمای یکنواخت ِ ما،کمی به خودت برس و خستگی در کن، پی گیر نوشته هات هستم ... مثل مامانا حرف نزدم،واقعا خستگیو بی حوصلگیتو فهمیدم، خوب غصه خوردم ... موفق باشی همشهری جون
سلام همشهریِ خسته و هنرمند...سال نو مبارک..چرا انقدر خسته ای پسر؟ چرا انقدر گرفته و غمگینی؟ و بی حوصله.. فکر می کنم بد اخلاق هم شده باشی ... قبلن ها خیلی با حوصله تر می نوشتی...قبلن ها خیلی با اهمیت تر بود برات سینمای یکنواخت ِ ما،کمی به خودت برس و خستگی در کن، پی گیر نوشته هات هستم ... مثل مامانا حرف نزدم،واقعا خستگیو بی حوصلگیتو فهمیدم، خوب غصه خوردم ... موفق باشی همشهری جون
salam khobi?man kheily azat soal daram.lotfan be in shomare miss call bede khodam behet mizangam.khahesh mikonam.merc.ye donya mamanon09361609508
توسط: SHAKIBA | 13 شهریور 1388 7:03 بֽظֽ