موضوع: اعتیاد
فیلم داستانی دو دقیقهای موضوع: اعتیاد آماده نمایش شد.
به گزارش «پایگاه خبری فیلمِکوتاه» این فیلم که به سفارش و تهیهکنندگی سازمان بهزیستی کشور ساخته شده، روایت یک گروه فیلمسازی است که میخواهند یک تیزر تبلیغاتی درباره اعتیاد و با حضور امیرحسین مدرس بسازند.
عوامل این فیلم عبارتند از: نویسنده و کارگردان: کاوه مظاهری، بازیگران: امیرحسن مدرس، فراز محتشمی، محسن خوئینیها، سیامک فارسی، علیرضا مقدس، امیر حشمی. تصویربرداری: حسام اسلامی. طراحی لباس: راضیه رضانیا، چهرهپردازی: شیرین زواری، تدوین: کاوه مظاهری. صداگذاری: بیژن موسوی. دستیار کارگردان: محمد رودگلی. تولید: مینا کشاورز. تهیهکننده: سازمان بهزیستی کشور-1387
توسط همشهری کاوه در 28 خرداد 1387 3:38 بֽظֽ |
لینک ثابت
|
نظرات (10)
|
لینک (0)
واکسیما
سه شنبه هفته پيش فيلمبرداري فيلم جديدم تمام شد. فيلمبرداري همانطوري شد که دلم مي خواست (راستش خيلي بهتر از تصور اوليه ام شد)
موضوع فيلم در نگاه اول درباره زندگي و کار علي حسن خاني (ملقب به علي واکسيما)، اولين واکسي تلفني در ايران است، ولي هدف اصلي چيز ديگريست که اميدوارم توي تدوين هم بتوانم درش بياورم.
فيلم يک جورهايي در مرز مستند و درام در حال حرکت است، براي همين نه مي توانم اسمش را مستند محض بگذارم، نه داستاني. با احتساب فیلم «موچین»، این دومین بار است که نتیجه فیلمبرداری واقعا راضی ام.

علي در کنار عباس کيارستمي و داريوش مهرجويي
بعد از بلايي که سر پخش «موچين» آمد و شنيدنِ تعريف و تمجيدهاي متاخر همان آدم هايي که فيلم را توي جشنواره قبول نکرده بودند، به اين نتيجه رسيدم که بايد فيلم را براي يکي از همين مراکز رسمي توليدکننده (انجمن، مرکز گسترش یا حوزه هنری) ساخت تا دستِ کم آدم دلش خوش باشد که مي تواند فيلمش را با صد نفر ديگر توي يک سالن فکسني ببيند و نظر مخاطب هايش را بشنود (به خدا اين توقع زيادي نيست).
«واکسیما» را براي انجمن سينماي جوان-دفتر تهران ساختم و آن ها هم در ازايش لطف بزرگي کردند و فقط دو تا دوربين و يک ست صداي ميني گان بهم دادند که ورودي صداي يکي از دوربين ها خراب و پيچ يکي از ساچلرها هم هرز بود. از پول هم که خبري نبود. شانسم زد و يکي از دوستان نازنينم (فهيمه امن زاده) سرمايه گذار فيلم شد و خوشبختانه کار بسته شد. با اين وجود انجمن مالک اصلي فيلم است (قسمت اعظم فيلم) و نه من و نه فهيمه امن زاده ، هيچ کدام اختياري در مورد پخش و رايت فيلم نخواهيم داشت. استثمار از اين بيشتر ديده بوديد؟ طرف بدون خرج کردن حتي يک ريال، مالک اصلي فيلم مي شود!
از من به شما نصيحت: اگر فکر مي کنيد که در ايران چيزي به اسم «سينماي مستقل» مي تواند پا بگيرد، کاملا در اشتباهيد. اين به تجربه به من ثابت شد. از امير قادري گرفته تا احمد ميراحسان و مجيد اسلامي، از شهرام مکري و آرش رصافي و پيام عزيزي گرفته تا امثال محمد شيروانيف همه از فيلم قبلي ام تعريف کردند ولي فيلم توي هيچ جشنواره اي در ايران پذيرفته نشد. فقط به يک دليل بزرگ: تهيه کننده فيلم خصوصي بود و براي همين اصلا توي هيات انتخاب ديده نمي شد. متاسفانه امثال من هم لابه لاي فيلمسازهاي کوتاه خيلي زيادند.
پي نوشت: از همه دوستان واقعي و مجازي (منظورم همان اينترنتي است) که احتمالا پيگير اين وبلاگ و (آن يکي بلاگ اسپاتيه) بودند، واقعا معذرت مي خوام که نمي رسم اين جا را آپ کنم. فعلا از صدقه سر آقاي احمدي نژاد آن قدر درگير کار شدم که دستِ کم بتوانم شکمم را سير کنم و کرايه خانه و شارژ ساختمان را بدهم.
توسط همشهری کاوه در 3 خرداد 1387 8:18 بֽظֽ |
لینک ثابت
|
نظرات (21)
|
لینک (0)
اطلاعیه: ایها الناس، کمک کنید
من براي فيلم جديدم به يک خانه، با نقشه شماتيک زير نياز دارم.

ترجيحا: خانه مبله باشد، تخت خواب يک نفره داشته باشد. توي اتاق خواب يک کمد لباس (نه کمد ديواري) داشته باشد. اگر هم تلويزيون بزرگ LCD هم داشته باشد که نور علي نور است.
توجه: کار ما با خانه، حدودا يک هفته طول مي کشد. آن هم روزي 10 ساعتِ کاري. چون فيلم اصولا دلي ساخته مي شود، من پول زيادي هم بابت اجاره خانه نمي توانم بدهم. بنابراين خيلي ماييلم که صاحبخانه از روي احساساتِ فرهنگ دوستانه اش از ما پولي نگيرد.
توسط همشهری کاوه در 3 اسفند 1386 1:51 بֽظֽ |
لینک ثابت
|
نظرات (56)
|
لینک (0)